از باغ می برند تاچراغانی ات کنند  

            تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی  

          به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه فرق رحیم و رجیم نیست     

           از آن نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

ای یوسف از این رها شدن از چاه دل نبند    

         این بار میبرند تا زندانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست  

           گاهی بهانه ایست ته قربانی ات کنند

***************************************************

در خاطرم خواهی ماند .