آنچه روان آدمی پس از مرگ با آن روبه رو میشود پاداش و کیفر نیست. خداوند مهربان است و از کسی انتقام نمی گیرد. آنچه که بهره(میژده) هر کسی میشود پی آمد و نتیجه اعمال خود اوست. همان گونه که آتش می سوزاند و یا یخ سرد میکند خوبی و بدی هم پی آمد های طبیعی و منطقی خود را پدید می آورند. رنج و افسوسی که بهره بد کار میشود بر اثر خود شناسی و خودآگاهی است که در زندگی پس از مرگ برای او پیش می آید و از نتایج گزینش نادرست خود در زندگی آگاه میشود. به عبارت دیگر میتوان گفت که هر عملی عکس العملی دارد که به ما میرسد. عمل را میتوان تغییر داد ولی عکس العملی که از آن عمل به ما میرسد را نمی توان تغییر داد این گونه است که در اعتقادات زرتشتی بهره کار خوب یا بد پس از مرگ قابل تغییر نیست
.داستان زندگی پس از مرگ در سنت زرتشتی را میتوان در سه اصل خلاصه کرد: ۱ـ جاودانگی روان
۲ـ دریافت بهره کار خوب یا بد(میژده)
۳ـ زندگانی پیگیر = زندگی پس از مرگ دنباله زندگانی این جهان است و پدیده مرگ تنها یک تغییر شکل ماده است. گات ها مردمان را هشدار میدهد که به خوشی ها و پیروزی های ظاهری و زودگذر و خیالی دل نبندند. بد کاران در زندگی پس از مرگ در میابند که خوشی ها و پیروزی های زودگذر آنان به راستی اندوه و شکست بوده است.(یسنا۳۰بند۱۰ و یسنا ۴۴ بند۱۹). آن توصیفاتی که در وندیدابه شکل مادی برای بهشت و جهنم بیان شده تفسیرهای خودنویسندگان وندیدا است که با گات ها و اصل دین زرتشت همخوانی ندارد.

خودم رو به هزار در زدم که یه جاده بی دستنداز و چاله چوله واسه زندگی دستو پا کنم نشد که بشه .