داستان زندگی پس از مرگ از دیدگاه زرتشت
در گات ها بهشت و جهنم چگونگی روح است. زیرا بیکران است و تابع فضا و زمان نیست. گات ها میگوید روان های نیکان در حالت شادی کامل به سرزمین شادی و منش نیک میرود. این سرزمین در فضا محلی ندارد.سرمنزل روان مانند خود روان غیر قابل لمس و نا دیدنی و غیر قابل وصف است. در گات ها بهشت و جهنم چیزی جز خود آگاهی و هوشیاری نیست. به عبارت دیگر بهشت و جهنم یک حالت فکری و روانی است که برای روح بعد از مرگ به وجود می آید. پاداش نیکان(اشوان) شادی در ابدیت است. این آنگونه حالت فکری و روانی است که در آن دوگانگی(تضاد) وجود ندارد. این حالت برای بدکاران برعکس است.

آنچه روان آدمی پس از مرگ با آن روبه رو میشود پاداش و کیفر نیست. خداوند مهربان است و از کسی انتقام نمی گیرد. آنچه که بهره(میژده) هر کسی میشود پی آمد و نتیجه اعمال خود اوست. همان گونه که آتش می سوزاند و یا یخ سرد میکند خوبی و بدی هم پی آمد های طبیعی و منطقی خود را پدید می آورند. رنج و افسوسی که بهره بد کار میشود بر اثر خود شناسی و خودآگاهی است که در زندگی پس از مرگ برای او پیش می آید و از نتایج گزینش نادرست خود در زندگی آگاه میشود. به عبارت دیگر میتوان گفت که هر عملی عکس العملی دارد که به ما میرسد. عمل را میتوان تغییر داد ولی عکس العملی که از آن عمل به ما میرسد را نمی توان تغییر داد این گونه است که در اعتقادات زرتشتی بهره کار خوب یا بد پس از مرگ قابل تغییر نیست
.داستان زندگی پس از مرگ در سنت زرتشتی را میتوان در سه اصل خلاصه کرد: ۱ـ جاودانگی روان
۲ـ دریافت بهره کار خوب یا بد(میژده)
۳ـ زندگانی پیگیر = زندگی پس از مرگ دنباله زندگانی این جهان است و پدیده مرگ تنها یک تغییر شکل ماده است. گات ها مردمان را هشدار میدهد که به خوشی ها و پیروزی های ظاهری و زودگذر و خیالی دل نبندند. بد کاران در زندگی پس از مرگ در میابند که خوشی ها و پیروزی های زودگذر آنان به راستی اندوه و شکست بوده است.(یسنا۳۰بند۱۰ و یسنا ۴۴ بند۱۹). آن توصیفاتی که در وندیدابه شکل مادی برای بهشت و جهنم بیان شده تفسیرهای خودنویسندگان وندیدا است که با گات ها و اصل دین زرتشت همخوانی ندارد.

..................؟

غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت ميكنم
رفتيو با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميكنم

باید فراموشت کنم .

سلام :

زندگی رو دوست دارم ولی کاش همیشه زندگی دوست داشتنی بود ؟

بايد فراموشت کنم

بايد فراموشت کنم

چنديست تمرين مي کنم

من مي توانم مي شود...

آرام تلقين مي کنم

حالم نه اصلاً خوب نيست

تا بعد بهتر مي شود

فکري براي اين دل آرام و غمگين مي کنم

من مي پذيرم رفته اي و

برنمي گردي همين ....

خود را براي درک اين صد بار تحسين مي کنم

کم کم ز يادم مي روي

اين روزگار و رسم اوست

اين جمله را با تلخيش صد بار تضمين مي کنم

 

مسیر زمان به دست باد ها:

 

با یاد خدا دل آرام می گیرد

سلام: مدتی هست که نتونستم چیزی بذارم ولی از حالا به بعد هر روز هستم

امپراطور یونان به شاهنشاه ایران کورش بزرگ گفت ما برای شرف می جنگیم و شما برای ثروت...

کورش بزرگ جواب داد هر کس برای نداشته هایش می جنگد.

افسوس که دیگه کسی به این حرف ها توجه نمیکنه اگه هم توجه کنه رود یادش میره یعنی عملی نمیشه

یاد این حرف افتادم:

افسوس هرچه کردم مردم بفهمند نفهمیدند

فقط خندیدند

همه سنگ کورش رو به سینه میزنن ولی خیلی کم گیر میاد که کسی در موردش چیزه درستی بدونه اگه اس ام اس نبود خیلی ها حتی نام کوروش رو هم نمی دونستند.