بازم زندگی
میدونی چرا زندگی ......
آخه اونه که پر از قشنگی ها و زشتی هاست .آآخه اونه که دلت رو شاد و غم گین میکنه .
امشب تو از کدوم دسته ای شاده یا غمگینه . خدا نکنه چرا غم گین
بذار امشب شاد باشیم اگه شب غمگینیه اگه ماه رو تو آسمون داری که کله صورتت رو گرفته چرا غم گین
حالا میگی ماه چرا این همه چیز قشنگ چرا تو اینا ماه رو انتخاب کردی باید بگم که ماه هر چی نگاش کنی بیشتر بهت آرامش میده هر چند هم که گرفته باشی .آخه فرسته فکر کردن رو به آدم میده .هر چند هم غمگین باشی آرومت میکنه
میگی نه امتحان کن اگه ماه رو داری غرق شو تو نگاهش .....آره ماه رو میگم
به نظره خودم که خیلی جمله هام جالب نیست نیمیدونم شاید هم قشنگ
باشن .نظره تو چیه .یه رفیق می خوام که کمکم کنه تا جالب تر بشه
یکی که از زندگی بگه خوبی هاش و بدی هاش عشق نفرت و چگونه
باهاش کنار بیایم یا باهاش مبارزه کنیم .و بعد هم یه تصمیم بگیریم
که چی بشه .......
یه وبلاگ چند مدت پیش رفتم که اسمش بود (اگه عاشقم بهانه ام تویی)
خیلی جالب بود اول شروع کرد ِبه دکلمه های زیبا و کاملا با احساس
و بعد شروع کرد به کلماتی دو گانه هم زیبا بود و یه جاهایی هم تنفر
انگیز خیلی برام جالب بود چون داشت با اون کلمات خودش رو سردو
گرم می کرد.اخریش هم فکر کنم با تمام غمگینیش آروم شد .
اي بر سر بالينم، افسانه سرا دريا !
افسانه عمري تو، باري به سرآ دريا .
***
اي اشك شبانگاهت، آئينه صد اندوه،
وي ناله شبگيرت، آهنگ عزا دريا .
***
با كوكبه خورشيد، در پاي تو مي ميرم
بردار به بالينم ، دستي به دعا دريا !
***
امواج تو، نعشم را افكنده درين ساحل،
درياب مرا، دريا؛ درياب مرا، دريا .
***
نوشته شده توسط سنسور نظر بدین
خودم رو به هزار در زدم که یه جاده بی دستنداز و چاله چوله واسه زندگی دستو پا کنم نشد که بشه .